رنگیست دگر این روز، از شوق کلامی نیست
گر من بروم زین ره ، چشم نگرانی نیست
عمریست در این برزخ چشمم به در است اما
ما را به بهشت تو افسوس که راهی نیست
هرچند فلک سبز است، داس مه نو آنجاست
این مزرعه محروق ، سودش به جزآهی نیست
سرگشته و حیرانم از این غم بی پایان
رنجی دگرم افزا گر عشق و کلامی نیست
آینه ی رسوایی بر دست نگه دارم
از این غم و تنهایی گر راه فراری نیست
این قصه تکراری تا کی بنویسم من
دانم که دگرازعشق با من سر و کاری نیست
این پستو به درخواست۶۳ گذاشتم!
این شعرکه خواستی
با تشکر از شما
درجواب این بیت تقدیم میکردد
بیگانگی نگر که من و یار چون دو چشم
همسایه ایم و خانه هم را ندیده ایم
بسیار ممنون از توجه شما به کامنت ها . اما شعرتون خیلی سنگین بود مال امروز و جوان امروزی نیست
تا مریم حیدر زاده هست بقیه حق ندارن شعر بگن
اینو گوش کنین :
عطر زرد گل یاس و نمیخوام
نمره بیست کلاس و نمیخوام
من فقط واسه چشمای تو جون میدم
عاشقای بی هواس و نمیخوام
من تو رو میخوام اونا رو نمیخوام نفسم توئی هوا رو نمیخوام
عشق رو نفطه جوش و نمیخوام
دوره گرد گل فروش و نمیخوام
اونی که چشاش به رنگ عسله مجنون خونه به دوش و نمیخوام
من تو رو میخوام اونا رو نمیخوام نفسم توئی هوا رو نمیخوام
من کسی با قد رعنا نمیخوام
چشای درشت و گیرا نمیخوام
موهای خیلی پریشون نمیخوام
آدم زیادی مجنون نمیخوام
میدونی ... چشم منو گرفتی و جز تو هیچی از خدامون نمیخوام
من تو رو میخوام اونا رو نمیخوام نفسم توئی هوا رو نمیخوام
چشم شرقی سیاه و نمیخوام
صورتای مثل ماه و نمیخوام
آخه وقتی تو . تو فکر من باشی حق دارم بگم گناه و نمیخوام
من تو رو میخوام اونا رو نمیخوام نفسم توئی هوا رو نمیخوام
.....
این شعر با همین احساس قشنگ همین طور ادامه داره ولی میدونم حوصله همه رو سر برد
این سری کامنت همین جا تموم شه بهتره
امیر : با حرف شما مخالفم! کی گفته جوان امروزی شعر سنگین نمیپسنده؟ البته من در مورد این شعر خانم صادقی اظهار نظر نمیکنم (چون سوادشو ندارم) بلکه به صورت کلی میگم.
رویا:این شعر نیست ترانه اس!
اگه عاشقید برید شعر حافظ بخونید که مست شید!
نه به قول خودتون حوصله همه سربره!
من اگه کل دیوان حافظ و بخونم امکان نداره حوصله ام سربره.درهر صورت ممنون که نظر دادین.