بنا دارم در پست های مختلف بخشی از وصیت نامه صدام رو منتشر ولی از قسمت آخر به اول. وصیت نامه مردی که همه چیز رو سر و ته می دید باید هم سر و ته منتشر بشه!
منبع : خم پاره
وصیت نامه انا بعد از موتی
السلام علی هر انسان الذی قرا (می خواند) وصیت نامه انا بعد از موتی. انا صدام ، من العراق. لا لازم به توضیح که انا بودم فی الطفولیت تحت نظر لا پدری، که هو کتکنی (کتک می زد مرا) هر یوم ، من الصباح الی الشام. (وضعه الله باالارض الگرم).
فی یوم من الایام ، انا نشستم و فکر کردم که هان ! هر کس زور و قدرت زیاد تر ، هو می تواند قال الزور به کل الناس . خب لماذا (برای چه) انا نداشته باشم قدرت الزیاد تا بتوانم حکم؟(حکم کنم).پس باید زَوَرَ (زور گفت )تا بتوان حَکَمَ (حکم رانی کرد).
الملکُ یبقی مع الظلم و هم یبقی مع الکفر.
این شد که انا شدم صدام، حاکم العراق ، بالقبول اکثر المردم . لا شکک( شک نکنید) که کل الماجرا حقیقته. ایف (اگر=if) شما شکَکَ لا ایراد ، امتحَنَ (امتحان کنید) . جلسَ و فَکَرَ ، ثم خواهید دید که ...
نعم ، البته ایف انت می خواهید کل الناس قبولکم (قبولتان داشته باشند) ، لازم لا موجود مخالف فی مملکتکم{ لازم است تا مخالفی در مملکت نگذارید} لهذا انا دستور دادم قَتَلَ کل المخالف و فی بعض الاوقات سوخته شد ، تر و لا تر با هم . لا ایراد ، این کارها لازم .انا جلسَ فی قلب کل الناس . کل المردم بَوَسَ (بوس می کردند ) عکس انا را فی کل الاحوال.
و اما فی القضیه الجنگ الایران علیه عراق :
فی الدادگاه لا موجود الوقت الکافی تا بررسی شود هذا الموضوع. اما انا فی هذا اللحظات الاخر العمری بگویم که آن جنگ لا تقصیر ما . نعم . چرا؟ هان ، چون آن جنگ کان تقصیر الایران ، هل انتم قانع شدید؟ ...الحمدلله.
فی الاخر بگویم که انتم دارنی(دار می زنید مرا) ، لا گناه{بی گناه}. و لکن الموجود فی التاریخ افراد زیادی که آن ها نیز مثل انا، دار شدند لا گناه. لا ایراد. الدنیای دیگری هم هست موجود و انا سر پل صراط می گیرم جلوی شما را.
واحد نصیحت از انا به شما: لا فراموش که تناوَلَ الثانی المرتبه وعده ماهی فی الهفته و ثالث لیوان الشیر و لا غیر . والخداحافظ علی هر انسان اللذی قراَ (خواند) وصیت نامه انا بعد از موتی. آخ گردنی.(آخ گردنم)